عبد الله احمديه
18
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
امروزه علماى رشته پزشكى ، برونشيت مزمن را عارضه « سوء مزاجىها » مىدانند . از اين روست كه اين بيمارى در برابر هر داروئى استقامت مىورزد و اگر بهتر شود باز عود مىكند و بسيار سمج و مبرم مىگردد . بسيارى از اعضاى بدن از قبيل كبد و بهويژه رودهها ، كليهها و غدد درونى در اثر سموم ناشى از سوء مزاج ارثى گرفتار مىشوند . در واقع « سوء مزاج » عبارتست از نقص و كاهش در كنش و واكنش فيزيولوژيك بدن ، به نحوى كه اختلال و كندى در اعمال شيميائى بدن رخ دهد . در اين صورت نمىتوان همه موادى را كه بايستى با استحالات و تغييرات مبدل به اوره و اسيد اوريك و ساير مواد دفعى گردند به كار گرفت و يا محصول حاصل از آنها را دفع نمود . تجمع اين سموم براى بدن خطرناكست و گلبولهاى قرمز را تباه مىنمايند . بخصوص كرآتينين Creatinine و اوراتها بيشتر به گلبولها زيان مىرسانند . به عقيده قدما سموم خون باعث ناتوانى اعضاء شده و مانع انجام وظيفه آنها مىگردند . بويژه ضعف و نقص عمل گردهها ( كليهها ) در بروز بيماريهاى ريوى بسيار دخيل است . اينگونه عوارض ريوى به دستور گذشتگان با تصفيه مزاج و با تجويز شير بريده ، شير الاغ ، انجير ، كشمش و بعضى جوشاندههاى گياهى و نيز چوبچينى ، عشبه ، ريشه باباآدم و بعد معجونها ، هليلهها ، مقل ازرق و غيره درمان مىشدند . به عبارت ديگر در اين مواقع ابتداء به اصلاح مزاج مىپرداختند و سپس داروهاى خاص سينه را تجويز مىكردند . سردرد ارثى را كه بيشتر از استحمام عارض مىگردد با تصفيه مزاج و خوردن معجونهايى از انواع هليله و « سورنجان » و نظاير آن كاملا درمان مىبخشيدند ، مشروط به آنكه عارضه ناشى از غدد درونى و موضعى نبوده باشد . براساس طب سنتى ، بواسير كه معمولا نوعى سوء مزاج ارثى به شمار مىرود اغلب با داروهاى پاككننده خون و معجون و هليلهها درمان مىشود . نگارنده « خاكشير » را براى اين بيمارى آزمودهام و آن را يكى از بهترين پاككنندههاى خون در اين باب و ديگر موارد سوء مزاج ديدهام . كودكانى كه از دودمان سوء مزاج ارثى بوده و زياد مستعد به ورم لوزتين باشند خيلى بندرت اتفاق مىافتد كه با خوردن خاكشير دچار تورم لوزهها گردند . حتى اگر ورم در به دو بروز